به زاد روز استاد محسن شریف

راوی رنج‌های جنوبی

داستان‌های شریف حلقه مفقوده ی دوران گذار از رنج سنتی جنوبی به رنج امروز جنوبی بود ،رنجی که محرومیت ، مظلومیت را در امتداد زندگی انسان ایرانی از درون روایت می کرد .

 

« صدای استان » – بابک شاکر؛ امروز زادروز محسن شریف راوی رنج های جنوبی است ، اگر بود این روزها همه در خانه ایشان جمع می شدیم و با صلابتی که داشت برنامه ریزی مراسم یادمان آتشی می کرد ، حرف حرف خودش بود و تنها کسی بود که حق مشروع وتو داشت ، محسن شریف مهربان بود و همیشه می خندید ، دوسال هوشنگ چالنگی شاعر معاصر را به عنوان مهمان پیشنهاد کردم و یک نه قاطع گفت ، منم بدون پرسیدن دلیل فقط گفتم چشم …

 

وسواس روی سر و سامان دادن مزار آتشی داشت که امروز به نماد باشکوهی برای آرمیدن یک شاعر معاصر تبدیل شده است ، هر چند خودش در جای دیگری بدور از مناسبت ها و هیاهو خواب رفته اما نوشته هایش ماندگار … ، مردی که روزگار و استبداد در زمان خسته اش کرده بود ، آرمان داشت ولی انگار جبری تاریخی او را برای رسیدن به آرمانهایش نگهداشته بود تا بنویسد ، روایت کند و از متن به هستی نگاه بیاندازد ، سطرهای نا گفته بسیار داشت در میان واژگان نوشته و نانوشته اش ، سطرهایی که سرشت تلخ هستی براو وارد کرده بود .

 

شریف در امتداد تلخی این هستی موهوم قلم به دست گرفت وروایت کرد … کسانی چون او از واقعیت رویا به واقعیت زبان رسیده بودند ، بی ادعا و بدون ذره ای مفاخره به آنچه که در دست مخاطب بود و آنچه که نمی گذاشتند در دست مخاطب قرار گیرد .داستان‌های شریف حلقه مفقوده ی دوران گذار از رنج سنتی جنوبی به رنج امروز جنوبی بود ،رنجی که محرومیت ، مظلومیت را در امتداد زندگی انسان ایرانی از درون روایت می کرد .شریف زبانی پیچیده نداشت تا شما را در ساختاری زبانی به تعلیق وا دارد که ذهن مخاطب را در تعلیق رنج مدام درگیر می کرد که راستی عاقبت این همه سال زیستن را در کجای کتاب هستی تعریف می کنند .

 

استاد شریف به تبع دوران گذار از سیاست به متن بیش از پرداختن به ساختار زبان متعهد به ساختار روایت بود ، او راوی بازخورد عمل در متن بود و متن او بازتولید روایت می کرد.در روایت هایش برغمی که حق داشت پیچیده باشد اما نبود زیرا ساختار داستان را ساختاری پیچیده نمی دانست … او هستی را در پیچیدگی دریافته بود و همین امر او را مترجم هستی پیچیده برای مخاطبان خود کرده بود .اوبرای ارائه خود روایت تصویری زبان را انتخاب کرده بود.شریف درد داشت ، دردهایی که آن را بهانه عزلت و خلوت نکرد و همیشه از قابی بیرون می آمد که مهربانی درون آن دیده می شد . شریف حذف نکرد ، حذف شد ، قلم نشکست ، قلمش را گرفت و ادامه داد … مستقل ماند و مستقل رفت …روزگار بر او تلخ گذشته بود اما تلخی به کام خودش بود و لبخندش را به دیگران هدیه می داد …
یاد و نامش متبرک باد