ذات سحر كه گفته سپيد است؛

یادداشتی درباره دختر آبی

مرگ سحر باعث نمی شود اقدامی انجام گیرد که ممکن است حضور زنان به ورزشگاه آزاد شود بلکه قواعد و قوانین یحتمل سخت گیرانه تر می شود !

 

 

« صدای استان »؛ سحردختر هوادار ورزش فوتبال که خود را به آتش کشید بر اثر جراحت وارده درگذشت ! این خبر را نمی توان به همین سادگی نقل کرد و گذشت ، سحر فراتر از تبعیض دست به خودسوزی زد ، او با دستهای تک تک مایی که نشسته ایم به سوخت، از میان این همه ورزشکار میلیاردی که به نام بازی پول می گیرند ، هوادار جمع می کنند اما در بزنگاه های اجتماعی زبان در کام می گیرند سوخت !!! از سیاسیونی Image result for ‫سحر دختر آبی‬‎سوخت که جامه حق طلبی به تن کرده اند اما در چالش های ساده مدنی سکوت اختیار می کنند.

 

دیدن ورزش و نبرد این گلادیاتورها بعد از سوختن سحر نشانه چیست ؟ با مرگ سحر مرزهای محدودیت به نقطه ی انتهایی نمی رسد ، مرگ سحر باعث نمی شود اقدامی انجام گیرد که ممکن است حضور زنان به ورزشگاه آزاد شود بلکه قواعد و قوانین یحتمل سخت گیرانه تر می شود !!!

 

زیرا نهادهای مدنی در این کشور بر مبنای سود و زیان می نگرند و باید دید چقدر می توانند نهادهای حاکمیت را به سمت چالشی مدنی ببرند تا حضور زنان آزاد شود.

سحر با سوزاندن تن خود آن را رها کرد که بگوید این فقط یک تن ساده است که می سوزد که ذوب می شود که خسته شدم از تنی که بابتش حقوقم را زیر پا می گذارند که باید از آنچه دوست دارم محروم باشم …

 

سحر عبارتی بود که همه دیر فهمیدند … حتی غوغاسالارانی که آنسوی مرزها نشسته و دارد حلقه ی گفتمان درون کشور را تنگ تر می کند و هزینه را برای فعالین زیاد … در کنار روزنامه نگاران و فعالان مدنی تمامی حوزه ها اگر حساب تندروها را کنار بگذاریم همه ما غفلت کردیم ، آنقدر غفلت کردیم که دن کیشوتی های آن سوی مرزهابر موج مدیا سوار شود با بدترین نوع متدلوژی بازتولید خشونت کند … همه در شعله وری آن تن سهیمند ، چه ورزشکار ، چه روزنامه نگار ، چه حاکمیت ، چه دن کیشوت ها و چه آنانکه بدنه مرجع جامعه بودند و وظیفه شان آگاهی بخشی بود … ذات سحر که گفته سپید است …
دختر آبی