استاندارِ استاندارساز

تکیه بر مسند استانداری بوشهر و مدیریت خوب و کارآمد وی در این استان باعث شد تا نفر اول دولت همیشه نگاهی ویژه به او داشته باشد.

 

«در سطح کشور به مدیران استان اعتماد نمی شود»

بی تردید فصل مشترک تمام گفتگو ها و چانه زنی های سیاسی در سال های نه چندان به جمله فوق ختم می شد و کیست که بر صداقت این جمله شکی داشته باشد؟ جمله ای که معمولا همچون دود برخواسته از آخرین تیر مانده در تفنگ بلند می شد و با حسرت و نا امیدی به یک «قانون نانوشته » در فضای مدیریتی استان بدل شده بود.

هرچند این قانون نانوشته در سالیان گذشته چندباری با مثالی نقض مورد تهدید قرار گرفت و افرادی همچون تبادار،ندیمی بوشهری،محمد جواد حق شناس و افراشته توانستند در سطح کشور رشد و ارتقا را تجربه کنند، اما این اسامی هیچگاه نتوانستند مهر پایانی بر این رویه جاری بزنند و فقط همچون نقطه ای کم نور، کورسوی امیدی را موقتا ایجاد کرده و خیلی زود این نور اندک نیز راه خود را به سوی خاموشی در پیش گرفت.

گزینه بومی و نقطه آغاز

اصرار به گزینه بومی و همراهی دولت در سال ۹۲ با این انتخاب، عاقبت منجر به انتخاب «مصطفی سالاری» و آغاز راهی تازه برای استان و همینطور نقطه عطفی در تاریخ مدیرانش شد. استانداری جوان که هرچند چالش های بسیاری را در طول دوران خدمتش در استانداری بوشهر تجربه کرد اما آنچه در انتها برای او و استان بوشهر رقم خورد، عاقبتی شیرین و پایانی خوش بود.

 

ظرفیت ساز

«ظرفیت ساز» شاید بهترین تعریف از مردی باشد که روزگاری نه چندان دور بسیاری او را زیادی جوان  دانستند. مدیری که البته این جوانی و کم تجربگی را با چاشنی هوش و سیاست ورزی خود ادغام کرد تا این شاخص ها زمینه ای باشد برای هموار شدن مسیری سخت، که بسیاری از افراد رویای گان نهادن در آن را تا آخرین روزها با خود همراه داشتند اما هیچگاه به آن نرسیدند.

 

به این اسامی دقت کنید! «فتح الله حقیقی»، «عبدالکریم گراوند» و «ارسلان زارع»! شاید این اسامی به ظاهر نه تنها نقطه مشترکی با هم نداشتند بلکه بسیار از هم دور به نظر برسند. شاید هم عده ای که در وادی سیاست دستی بر آتش دارند، این نقطه مشترک را به استاندار بودن هر سه ربط دهند. با این حال اما برای یافتن فصل مشترک هر سه این افراد باید کمی به عقب رفت. یک قدم عقب تر از استاندار شدن آنها، همان نقطه مورد نظر است. درست جایی که هر سه عنوان معاونت سیاسی یک استاندار را با خود یدک می کشیدند. استانداری به نام مصطفی سالاری.

 

عبدالکریم گراوند

معاون سیاسی آرام و کم حاشیه مصطفی سالاری در استانداری بوشهر، نخستین معاون وی بود که توانست خود را به جایگاه استانداری رسانده و از هییت دولت در مهرماه ۹۷ رای اعتماد بگیرد. وی که پیش از سفر به استان بوشهر فرمانداری ایلام، مدیر کل سیاسی انتظامی استانداری ایلام، فرمانداری دهلران، فرمانداری ایوان و معاونت مدیر کل سیاسی وزارت کشور را تجربه کرده بود، به عنوان معاون سیاسی، امنیتی سالاری منصوب شد و خیلی زود توانست با کوچ سالاری به گیلان، به عنوان استاندار بوشهر کار خود را آغاز کند.

 

 

فتح الله حقیقی

نگاهی به سوابق وی نشان می دهد او از نیروهای قدیمی وزارت کشور به حساب می آید. حقیقی ۵۳ که تا پیش از دولت نخست روحانی در بین مدیران ارشد دولتی جای نداشت، با اعتماد سالاری به عنوان معاون سیاسی استانداری بوشهر مشغول به کار شد و این جایگاه همان نقطه عطف کارنامه مدیریتی او به حساب می آید. جایی که نام وی به عنوان معاون سیاسی مصطفی سالاری ثبت شد و توانست با یک مکث کوتاه در جایگاه معاونت سیاسی استانداری البرز، به عنوان استاندار زنجان در دولت فعلی انتخاب شود تا دومین معاون سیاسی سالاری باشد که جایگاه «استاندار» را تجربه می کند.

 

«ارسلان زارع»

آخرین معاون سیاسی مصطفی سالاری که توانست خود را به عنوان یک استاندار دیگر معرفی کند، فرماندار سابق دشستان بود. وی که پس از کوچ سالاری به گیلان با چند ماه تاخیر به وی ملحق شد، توانست با اعتماد هییت دولت و حمایت های مصطفی سالاری، خود را به عنوان استاندار استان پهناور گیلان مطرح کند تا آخرین معاون سالاری نیز مسند استانداری را تجربه کرده باشد.

 

از بوشهر تا تهران

 

شاید خود مصطفی سالاری بهترین گزینه برای تعریف آنچه در این ۶ سال بر وی گذشته باشد. با این حال نگاهی به سیر پیشرفت وی نشان می دهد، او را باید فردی شجاع،تحول آفرین و مدیری باهوش نامید. تکیه بر مسند استانداری بوشهر و مدیریت خوب و کارآمد وی در این استان باعث شد تا نفر اول دولت همیشه نگاهی ویژه به او داشته باشد. وی با همین شاخص توانست از بوشهر به استان استراتژیک گیلان رفته و مدیریت ارشد این استان پهناور را به دست بگیرد. سالاری در مسند جدید نیز به وظایف خود را فراتر از یک استاندار به خوبی انجام داد تا خیلی زود با اعتماد رییس جمهور و وزیر کار رهسپار سازمانی شود که خیلی ها برای رسیدن به ریاستش نقشه کشیده بودند.

 

او حالا رییس سازمان تامین اجتماعی کشور است و کیست که نداند این عنوان کم از وزارت ندارد. سالاری که نیروی جوانی و کاریزمای مدیریتی را توامان با خود دارد، امروز به لطف توانایی و هوش بالای خود در نقطه ای قرار گرفته که می توان وی را افتخار استان بوشهر دانست. افتخاری که توانسته با شناخت صحیح آسیب ها و تصمیم گیری های به موقع، هر چالشی را به فرصت تبدیل کرده و با حرکت در راستای اعتلای نظام جمهوری اسلامی ایران، رضایتمندی بسیاری را ایجاد کند.

نقطه عطف ماجرا اما جایی رقم میخورد که ظاهرا این مدیر جوان نقطه توقفی برای خود تعریف نکرده است. وی از جمله محدود افرادی است که تنها خود به سرعت به سمت رشد و ارتقا گام بر می دارد، بلکه به اصطلاح دست بسیاری از مدیران زیر مجموعه خود را گرفته و با خود بالا برده است و این مهم باعث شده تا پس از سال ها استان بوشهر در سطح کشور مدیران بسیاری را به چشم ببیند. مدیرانی که قطعا بدون حمایت های وی و کمک گرفتن از اعتبار و نفوذ سالاری در دولت نمی توانستند پله های ترقی را به این سرعت طی کنند، اما همراهی مصطفی سالاری در کنار  تجربه و توانایی آنها باعث شد تا امروز شاهد حضور سه استاندار که سابقه معاونت وی را در کارنامه خود دارند، در سطح مدیریت کلان در کشور باشیم. افرادی که قطعا با توجه به سابقه حضور آنها در استان بوشهر، می توانند در کنار هم موجبات رشد و ارتقا نیروهای بیشتری را از استان در سطح کشور فراهم کنند.

 

ادامه مسیر

 

ادامه مسیر برای مصطفی سالاری همانقدر که روشن به نظر می آید، سخت نیز خواهد بود. او اکنون ریاست سازمان تامین اجتماعی کشور را تجربه می کند اکنون توقعات از او بالاتر از همیشه است. او که ثابت کرده به ارتقا و رشد همراهان و هم استانی ها اعتقاد ویژه دارد، اکنون این انتظار را ایجاد کرده تا این مسیر را در تامین اجتماعی ادامه دهد. همچنین جوانگرایی و ادامه اعتماد به مدیران نخبه و جوان که همواره از تاکیدات مقام معظم رهبری بوده و دولت نیز ثابت کرده در عمل نگاه ویژه ای به این مسئله  دارد و مصطفی سالاری نیز خود  محصول این اعتماد و نگاه به حساب می آید، از دیگر توقعاتی است که مسیر را برای وی کمی دشوار می کند. با این حال سالاری ثابت کرده مرد روزهای سخت و مسیرهای صعب العبور است و این ویژگی شاید بتواند نه تنها وی را در جایگاه فعلی، موفق تر از همیشه کند، بلکه نام او را در زمره مردانی قرار دهد که شاید جایگاهی بالاتر از وزارت را در کارنامه سیاسی خود تجربه کنند.