بابک شاکر

از مبین تا پارمین؛ شکست جامعه مدنی بوشهر

بابک شاکر

 

 

« صدای استان »؛ در فاصله ی کمتر از یکماه دو حادثه دهشتناک در حوزه کودک نوجوان اتفاق افتاد که علاوه بر جریحه دار کردن افکار عمومی ، عدم دقت نظر در حوزه سلامت روانی جامعه و کنترل خشونت را در پی داشت . مبین کودک کشف شده در کارواش دچار مهلک ترین شکنجه های انسانی شد و تن کودکانه اش رنج هایی قرون وسطایی کشید که شاید زخم های روحی و جسمی آن هیچگاه التیام پیدا نکند . مطابق آمار رسمی ارائه شده تعداد کودک آزاری گزارش شده رقم بالایی را نشان می دهد که در این بین همه چشم امید به سمت دولت و قوانین بروکراتیک دولتی داشتند بدون آنکه از نقش جامعه مدنی در قالب سازمانهای مردم نهاد و تشکل های فعال یا حتی گروه های اجتماعی در آموزش غافل بودند.

 

گروه هایی که شبانه روز در حال تسویه حسابهای سیاسی و مدیریتی در استان هستند ، هیچ تمایلی به ایفای نقش در بدنه جامعه ندارند .در حادثه کودک کارواش نیز باز دست از دغدغه مدنی کشیدند و اینبار نیز تن نحیف مبین را محل تسویه حسابهای سیاسی کردند ، بی آنکه ابتدا سوی انگشت را به عنوان اول انسان ، دوم شهروند و سوم فعال مدنی سوی خود بیاورند که در برابر آسیب های اجتماعی چه کنش مناسبی از خود نشان داده اند.

 

دوستانی که در اجماع نگارش بیانیه و استمداد از مقامات ید طولایی دارند آیا چشمان بینایی در دیدن کودکان کار چهار راه ها و متکدیان نداشتند. چند مقاله در رسانه ها نوشتند ؟ چند بار گروه های کاری منسجم برای ارائه طریق تشکیل دادند … جز اینکه هر فرصتی یافتند آن را مجال تسویه های عمیق سیاسی و مدیریتی کردند و کنش مدنی را در استمداد از قدرت ، دولت یا ناله های بدون آسیب شناسی کردند . نکته جالب توجه ای که من در نامه ی موسوم به دویست نفر دیدم از قضا نام های آشنایی از جامعه شناس ،حقوقدان ، استاد دانشگاه ، کنشگر آموزشی و مدنی بودم که بیش از پیش استمداد آنان از دولت را نشان از حضیض تخصص در این جامعه دیدم که تأسف را دوچندان می کرد .

 

ما باید بپذیریم جامعه مدنی ما در استان بوشهر دارای ضعف شدید عملکردی و عدم آموزش مناسب است که با حوادث و بحران ها نمی تواند با تخصص و تیم های کاری روبرو شود بلکه هر حادثه را محل تسویه حساب های باندی و گروهی می کند تا اینبار کودک رنج کشیده ی ما مبین به فرشته ای سفر کرده تبدیل شود و در آغوش پدر متوهم و جنایتکارش کشته شود .

 

این در شرایطی ست که در روزنامه محلی پیام عسلویه آمار اختلالات روانی در بین شاغلین پتروشیمی ها را اعلام کرده بود و اما انفعال جامعه مدنی در آن روز نکته ای شد که امروز تنها آه حسرت از قتل پارمین بر جای بماند که قلب هر انسانی را به درد می آورد.

 

جامعه مدنی بوشهر در فاصله دو حادثه مهلک شکست سیاهی خورد و از مرجعیت مدنی افتاد ، که نشان داد صرفا دست به دامان دولت دارد و این امر می تواند آنها را بازیچه ی هر قدرتی نماید .